تعریف گیتاشناسی

 واژه‌ی گیتا از جمله واژگان عصر ادبی پیش‌اوستایی هند و ایرانی است که در هند به صورت‌های گوناگون، از جمله به مفهوم سرود ایزدان (بهگود گیتا) به کار رفته و در اوستا درک گیتی از آن مستفاد شده است. صورت پهلوی یا فارسی میانه (زبان پارسی به‌ویژه عصر ساسانی) آن «گیتیه» یا «گیتاه» و «گیتیک»[1]  (Gitik)  و پازند آن به همین صورتی است که در زبان فارسی امروز متداول است و به معنای کیهان یا جهان به‌کار می‌رود[2]. فرهنگ سخن واژه‌ی «گیتاشناسی» را به مفهوم جغرافیا بکار برده است. شاید بی‌مورد نباشد، اشاره شود که واژه‌ی جغرافیا عربی شده‌ی واژه‌ی یونانی Geographia است و همان‌گونه که از آن برمی‌آید فقط به کره‌ی زمین (Geo) منحصر می‌شود، حال آن‌که گیتا و گیتی به کیهان و جهان لایتناهی فراگیر است و سراسر جهان هستی را دربر می‌گیرد. برای نمونه، واژه‌ی زیبای «آواهای گیتایی» به آن دسته امواج صوتی و مانند آن که از گوشه و کنارهای ناشناخته‌ی کیهان یا جهان هستی فرستاده می‌شوند و به یاری آشکارسازها به گوش ما زمینیان می‌رسند، گفته می‌شود و «گیتاشناسی» نیز با همین تعبیر کاربری علم شناخت کیهان یا عالم افلاک را داراست.
..............................................................................
1- فرهنگ فارسی به پهلوی، شادروان دکتر بهرام فره‌وشی.
2- فرهنگ معین